سديد الدين محمد عوفى
فهرست حكايت ها 8
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
حكايت صفحه بهره يافت . / 476 - 479 8 / ابراهيم ادهم به ميان جمعى از زهاد رفت و يكى از ايشان او را به سكوت سفارش كرد . / 479 - 480 9 / پسر پادشاهى كه معلم او را درس سكوت آموخت و فايدهاى كه او برگرفت . / 481 - 482 10 / علت قتل فضل سهل اين بود كه پيوسته مىگفت من خلافت را از بنى عباس به علويان منتقل كردم زيرا كه حضرت رضا ( ع ) به توصيهء من از دست مأمون وليعهدى يافت . / 481 - 485 11 / ابراهيم مهدى به خدمت مأمون خروج خود را به علت سخن فضل سهل مىگفت كه گفته بود خلافت را از آل عباس خواهد گرفت و ابراهيم براى حفظ مقام مأمون در مدينه خروج كرد . / 485 - 488 پايان باب هشدهم به دعاى محمد بن ابو سعد جنيدى . / 489 - 490 باب نوزدهم در فضيلت وفاى به عهد مقدمه ؛ 491 - 492 1 / سبب مرگ كنيزك پيمانشكن امين خوابى بود كه پس از مرگ امين و ازدواج آن دختر با مأمون ديده بود ، / 493 - 495 2 / عاشق شدن امير بلخ بر زن بازرگان بغدادى و بزرگواريى كه او كرد و زن خود را به دو داد و عاقبت كار زن و بازرگان . / 496 - 503 3 / پسر مردى از مريدان خواجه بكر فضل در ماه رمضان زنا كرد و چون خواجه گفت شفاعت زنا در ماه رمضان لايق حال من نيست مريد درخواست تا جهت او شفاعت نامهاى به مالك دوزخ نويسد ، بدين بهانه كه خدمت تو بايد فايدهاى داشته باشد . / 503 - 505 4 / يزيد مهلب در حبس عمر عبد العزيز بود دوستى سخن دروغ ساخت تا او را در زندان ملاقات كند چون پيش يزيد آمد و آن حيله بگفت وى مردى ندانست كه آن مرد دروغگو باشد پس در زندان